اول تيرماه چندسالي است كه به نام روز "اصناف" نام‌گذاري شده است؛ در اين سال‌ها همواره بر نقش اصناف در اقتصاد تاكيد شده و همه خواستار پررنگ شدن حضور آنها بوده‌اند، اما در واقع اصنافيان و بازرايان در حالي كه هميشه در خط مقدم فعاليت‌هاي مختلف بوده‌اند كمترين سهم رسمي را داشته‌اند. اصناف، صنف، بازار و بازاريان همگي لغاتي هستند که در طول دوران حيات هر كشوري براي امرار معاش و هم در مسائل سياسي با آن برخورد داشته است و بازاريان همواره نقش موثري در اقتصاد کشور و همچنين به تبع آن در مسائل سياسي ايفا کرده‌اند و خواهند کرد.

از اين تاريخ سازمان صنفي به عنوان يک سازمان مستقل در کشور ايجاد شد و اين سازمان را اتاق اصناف ناميدند. تشکيلات اتاق اصناف در تهران به طور مستقيم زير نظر هيات عالي نظارت و رياست هيات مذکور با وزير کشور و در ساير شهرستان‌هاي که شرايط تشکيل اتاق اصناف را داشتند، اتاق اصناف آن شهرستان‌ها زير نظر مستقيم نظارت و رياست کميسيون مربوطه نيز با فرماندار آن شهرستان بود.

با تشکيل اتاق اصناف تهران شوراي عالي اصناف منحل و وظايف و اختياراتي که در ساير قوانين به عهده شوراي مزبور گذارده شده بود به اتاق اصناف تهران سپرده شد. دارايي و تعهدات شوراي عالي اصناف از هر قبيل از تاريخ تشکيل اتاق اصناف تهران به اتاق مذکور واگذار شد و همچنين از تاريخ تصويب قانون مذکور مقرر شد، نمايندگان اتحاديه‌هاي مربوط به جاي نماينده اتحاديه بازرگانان و پيشه وران وظايف آنها را به عهده گيرند.

صِنف يا رسته انجمني است که از سوي گروهي از افراد داراي يک حرفه و پيشه تشکيل مي‌شود تا از اين راه به پشتيباني و يا گسترش منافع صاحبان آن پيشه ياري برساند كه يکي از ويژگي‌هاي اساسي بازارها تا قرن اخير، تشکل بازاريان در انجمن‌هاي صنفي، يعني «اصناف» بوده‌ است. اين انجمن‌ها اصولاً به صاحبان حرفه‌ها تشکل مي‌بخشيدند و داراي وظايف اجتماعي وسيعي بودند.

به گزارش ايسنا ابتداي پيدايش اصناف اسلامي به قرن سوم هجري مي‌رسد که دوره شکوفايي تمدن اسلامي و رونق تجارت و شهرنشيني بود. در اين سده بود که تشکل افزارمندان و صنعتگران بر اساس حرفه‌ها و پيشه‌ها بوجود آمد، رشد و توسعه کامل شهرها در دو قرن پنجم و ششم هجري، فعاليت‌هاي اصناف را توسعه فراوان بخشيد. برخي از خاورشناسان شوروي، خاستگاه پيدايش انجمن‌هاي صنفي در شهرهاي ايراني را، دوره ساسانيان مي‌دانند. برخي ديگر از خاورشناسان، منشأ انجمن‌هاي صنفي اسلامي را در فرقه‌هاي درويشان و صوفيان و يا صنفهاي غازيان جستجو مي‌کنند.

با توجه به اشاره‌اي که وظايف اصناف و قوانين شد پيشتر نيز اشاره شد دولت در كشورمان همواره بخش عمده اقتصاد و عمليات داد و ستد تجاري را در حيطه و اختيار خود داشته و دارد. اين موقعيت دو سه اشاره و يا پرسش مردمي را در پي داشته است:

اول: مديريت كشور، تاجر چندان موفقي نبوده و نخواهد بود، با توجه به اينكه سه چهارم عمليات اقتصاد و سرمايه كافي را در دست دارد.

دوم: دولت به دليل پيشه ور شدن، اين احتمال را دارد كه براي اداره عمومي كشور و جامعه، كمتر فرصت رسيدگي جامع و ساماندهي بهينه داشته باشد.

سوم: دولت با چنان اشتغال، مجال و امكان سرمايه گذاري هاي بخش خصوصي را خنثي خواهد ساخت.

به اعتقاد كارشناسان از سوي ديگر مي توان گفت که اساسا دولت‌ها حتي در كشورهاي صنعتي مدرنيزه و توسعه يافته، براي شكوفايي و پايداري هرچه بيشتر اقتصاد ملي، بازاريابي و تجارت آزاد، بخش خصوصي و سرمايه گذاري ها را مورد حمايت قرار مي دهند. در عين حال، سهم دولت ها در مبادلات اقتصاد، برعكس كشور ما، چيزي حدود يك سوم يا يك چهارم است. از طرف ديگر، اين قبيل كشورها براي استحكام هرچه بيشتر و يا متعادلتر رونق اقتصادي، بازار و رفاه ملي مضاف به حضور موثر در رقابت هاي جهاني، از كشورهايي ديگر وام مي گيرند و نيز اجازه سرمايه گذاري خارجي در كشورشان را مي دهند. كشور چين با آن اقتصاد سيل آسا كه توازن بازار توليد و اقتصاد خيلي از كشورهاي توسعه يافته و صنعتي جهان از جمله كشورهاي اروپايي و آسيايي و حتي آمريكا را به هم ريخته است، اجازه ورود سرمايه خارجي به كشورش را داده است.